خرید بک لینک
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برمآمدهام چو عقل و جان از همه دیدهها نهانتا سوی جان و دیدگان مشعله نظر برمآمدهام که ره زنم بر سر گنج شه زنمآمدهام که زر برم زر نبرم خبر برمگر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکنگر ز سرم کله برد من ز میان کمر برماوست نشسته در نظر من

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 4:09

هر چه شکفتم تو ندیدی مرا
رفتی و افسوس نچیدی مرا

ماندم و پژمرده شدم ریختم
تا که به دامان تو آویختم

دامن خود را متکان ای عزیز
این منم ای دوست به خاکم مریز

وای مرا ساده سپردی به باد
حیف که نشناخته بردی ز یاد

همسفر بادم از آن پس مدام
می گذرم بی خبر از بام وشام

می رسم اما به تو روزی دگر
پنجره را باز گذاری اگر

+ نوشته شده در جمعه ۱۷ دی ۱۳۹۵ساعت 15:19 توسط علي اسفنديار |

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 4:09

به سوی تو، به شوق روی تو، به طرف کوی توسپیدهدم آیم، مگر تو را جویم، بگو کجایی؟نشان تو، گه از زمین گاهی، ز آسمان جویمببین چه بیپروا، ره تو میپویم، بگو کجایی؟کی رود رخ ماهت از نظرم نظرمبه غیر نامت کی نام دگر ببرماگر تو را جویم، حدیث دل گویم، بگو کجایی؟به دست تو دادم، دل پریشانم، دگر چه خواهی؟فتاده

برچسب: نویسنده: محمد پورحسین تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 4:09

صفحه بندی